با کسی با خشونت یا زمختی برخورد فیزیکی کردن، اغلب با بهکارگیری زور.
مثالهای طبیعی
The guards manhandled a protester outside the entrance.
نگهبانان یک معترض را بیرون ورودی با خشونت کشیدند و هل دادند.
Nobody should be manhandled during a routine inspection.
در یک بازرسی معمولی نباید با هیچکس برخورد فیزیکی خشونتآمیز شود.
Why did officers manhandle the passenger?
چرا مأموران با آن مسافر بهزور و خشونت برخورد کردند؟
نکتهٔ کاربردی
manhandle دربارهٔ انسان بر رفتار فیزیکی خشن یا زورمدارانه دلالت دارد و معمولاً بار انتقادی دارد.
