معنی ۱informal · 89%
فردی که رفتاری بهشدت بیپروا، افسارگسیخته یا خطرناک از خود نشان میدهد.
مثالهای طبیعی
That maniac nearly hit three cyclists.
آن دیوانه چیزی نمانده بود به سه دوچرخهسوار بزند.
The story follows a maniac who terrorizes a remote village.
داستان دربارهٔ فردی خطرناک است که اهالی روستایی دورافتاده را وحشتزده میکند.
Please stop racing around like a maniac.
لطفاً مثل آدمهای بیپروا اینطرف و آنطرف ندو.
نکتهٔ کاربردی
maniac محاورهای است و اغلب بهشکل توهینآمیز یا اغراقآمیز به کار میرود؛ برای اشارهٔ محترمانه به فرد دارای مشکل سلامت روان مناسب نیست.
