manifest
A1صفت/US /mˈænəfˌɛst/ MĂN-əf-ĕst; UK /mˈænəfˌɛst/ MĂN-əf-ĕst/
ظاهر کردن، بازنمود کردن، باهر
JadoLearn Dictionary
معنی manifest به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ظاهر کردن، بازنمود کردن، باهر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مفتوح، فراز، افتتاحکردن
عیان، مبرهن، صاف
صوری، وارث مسلم، نمودار
بدیهی، آشکار، هویدا
مرعی، نمایان، پیدا
هامون، مسطح، دشت
بصراحت گفتن، اظهارکردن، اعلامیه دادن
افشاء کردن، بروز دادن، آشکار شدن
پیدا کردن، کشف کردن، مکشوف کردن
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.