متنی عمومی که باورها، اهداف و برنامههای اقدام یک فرد یا گروه را بیان میکند.
مثالهای طبیعی
The party published its manifesto before the election.
حزب پیش از انتخابات بیانیهٔ برنامههایش را منتشر کرد.
The collective presented a manifesto calling for accessible art.
آن گروه هنری بیانیهای در حمایت از هنر دسترسپذیر ارائه کرد.
Several manifestos outlined different plans for campus housing.
چند بیانیه، طرحهای متفاوتی برای مسکن دانشجویی شرح داده بودند.
نکتهٔ کاربردی
manifesto معمولاً اهداف یا باورهای سیاسی یا هنری را بیان میکند؛ لزوماً قانون یا قرارداد الزامآور نیست.
