کنترل ناعادلانه یا حسابشدهٔ افراد، اطلاعات یا شرایط برای هدفی مشخص
مثالهای طبیعی
The report exposed manipulation of public opinion.
گزارش دستکاری افکار عمومی را افشا کرد.
Emotional manipulation can gradually undermine a person's confidence.
دستکاری عاطفی میتواند بهتدریج اعتمادبهنفس فرد را تضعیف کند.
Evidence of manipulation damaged trust in the process.
شواهد دستکاری، اعتماد به فرایند را از بین برد.
نکتهٔ کاربردی
این معنی بهشدت منفی است و کنترل پنهان، ناعادلانه یا فریبکارانه را القا میکند.
