مکانی که مردم در آن غذا یا چیزهای دیگر را میخرند و میفروشند.
مثالهای طبیعی
We buy vegetables at the market.
ما سبزیجات را از بازار میخریم.
There is a market near the station.
یک بازار نزدیک ایستگاه وجود دارد.
Let's go to the market on Saturday.
بیایید شنبه به بازار برویم.
نکتهٔ کاربردی
برای بودن در بازار از at the market و برای حرکت به سمت آن از go to the market استفاده کنید.
