معنی ۱neutral · 90%
یک محصول یا خدمت را تبلیغ و معرفی کردن تا مردم آن را بخرند
مثالهای طبیعی
The company markets its products online.
شرکت محصولاتش را بهصورت آنلاین بازاریابی میکند.
They market the app to young professionals.
آنها این برنامه را برای متخصصان جوان بازاریابی میکنند.
The drink is marketed as a healthy choice.
این نوشیدنی بهعنوان گزینهای سالم بازاریابی میشود.
نکتهٔ کاربردی
`Market` در نقش فعل بر تبلیغ و فروش محصولات یا خدمات تمرکز دارد.

