معنی ۱neutral · 90%
رابطهٔ قانونی یا اجتماعی میان دو فرد متأهل
مثالهای طبیعی
Their marriage lasted twenty years.
ازدواج آنها بیست سال دوام داشت.
She has two children from her first marriage.
او از ازدواج اولش دو فرزند دارد.
Trust is important in a marriage.
اعتماد در یک زندگی زناشویی مهم است.
نکتهٔ کاربردی
`Marriage` میتواند هم به مفهوم کلی ازدواج و هم به یک رابطهٔ زناشویی مشخص اشاره کند.
ترکیبهای رایج
— ازدواجی که زوج در آن خوشحال هستند

