از نظر عرف یک جامعه، در سن یا شرایطی شمردهشده که فرد برای ازدواج مناسب به حساب میآید.
مثالهای طبیعی
The family regarded their eldest daughter as marriageable.
خانواده دختر بزرگشان را در سن و شرایط مناسب ازدواج میدانستند.
Many records mention women of marriageable age.
در بسیاری از اسناد به زنانی در سن ازدواج اشاره شده است.
The novel depicts the prince as marriageable.
رمان، شاهزاده را فردی مناسب ازدواج نشان میدهد.
نکتهٔ کاربردی
marriageable قدیمی است و قضاوت اجتماعی را منعکس میکند؛ لزوماً به معنای مجوز قانونی یا خواست خود فرد نیست.
