معنی ۱neutral · 89%
مرتبط با جنگ، سربازان، فعالیت نظامی یا مبارزهٔ سازمانیافته
مثالهای طبیعی
The region remained under martial law for several weeks.
این منطقه چند هفته تحت حکومت نظامی باقی ماند.
She studies several martial arts at the local centre.
او در مرکز محلی چند رشتهٔ هنر رزمی تمرین میکند.
The drums gave the parade a martial character.
طبلها به رژه حالوهوایی نظامی دادند.
نکتهٔ کاربردی
`Martial` بیشتر پیش از اسم میآید و اغلب در ترکیبهای تثبیتشده دیده میشود.
