کسی که بهعلت پایبندی به باور مذهبی یا سیاسیاش کشته میشود.
مثالهای طبیعی
The activist became a martyr for her cause.
آن فعال اجتماعی به شهیدِ آرمان خود تبدیل شد.
The memorial honors martyrs who defended their beliefs.
این یادمان به شهدایی ادای احترام میکند که از باورهایشان دفاع کردند.
Many regarded him as a martyr for religious freedom.
بسیاری او را شهید راه آزادی مذهب میدانستند.
نکتهٔ کاربردی
بار ارزشی قوی دارد؛ اینکه چه کسی martyr نامیده شود ممکن است به دیدگاه افراد و جوامع بستگی داشته باشد.
