معنی ۱neutral · 90%
شخصیت، حیوان یا شیئی که نماد یک تیم یا سازمان است و برای آن خوشیمنی میآورد.
مثالهای طبیعی
Our school mascot is a cheerful fox.
نماد خوشیمن مدرسهٔ ما یک روباه شاد است.
The mascot waved to fans before the game.
نماد تیم پیش از مسابقه برای هواداران دست تکان داد.
They chose a penguin as their new mascot.
آنها یک پنگوئن را بهعنوان نماد خوشیمن جدید خود انتخاب کردند.
نکتهٔ کاربردی
mascot نمایندهٔ یک گروه یا برند است؛ هر فردی که لباس نمایشی پوشیده باشد لزوماً mascot نیست.
