معنی ۱neutral · 90%
کشتار عمدی و خشونتآمیز شمار زیادی از مردم، بهویژه افرادی که توان دفاع از خود ندارند
مثالهای طبیعی
The massacre remains a deeply contested part of national history.
این کشتار همچنان بخش بسیار مناقشهبرانگیزی از تاریخ ملی است.
Witnesses described a massacre of unarmed civilians.
شاهدان از کشتار غیرنظامیان بیسلاح سخن گفتند.
A monument commemorates those killed in the massacre.
یادبودی برای کشتهشدگان این کشتار ساخته شده است.
نکتهٔ کاربردی
`Massacre` واژهای بسیار قوی است و باید برای کشتار عمدی و گسترده به کار رود، نه خشونت معمولی.
