معنی ۱neutral · 90%
بسیار بزرگ از نظر اندازه، مقدار یا گستره.
مثالهای طبیعی
A massive crane stood beside the new bridge.
جرثقیلی عظیم کنار پل جدید قرار داشت.
The repairs will require a massive investment.
تعمیرات به سرمایهگذاری بسیار بزرگی نیاز خواهد داشت.
Several homes suffered massive damage during the storm.
چندین خانه در جریان طوفان خسارت گستردهای دیدند.
نکتهٔ کاربردی
massive هم بزرگی مقیاس و هم شدت را میرساند و لزوماً به معنی سنگینبودن از نظر وزن نیست.
