کسی که در یک هنر، فعالیت یا رشته مهارت فوقالعادهای دارد.
مثالهای طبیعی
The artist was a master of portrait painting.
آن هنرمند در نقاشی چهره استاد بود.
Ask a master to show you the technique.
از یک استاد بخواه تکنیک را به تو نشان بدهد.
Few masters can build instruments like these.
استادکاران اندکی میتوانند چنین سازهایی بسازند.
نکتهٔ کاربردی
ساختار master of + field/activity بر مهارت بسیار زیاد تأکید میکند و لزوماً به معنی داشتن مدرک رسمی نیست.
