معنی ۱neutral · 86%
تکهای کوچک از جنسی نسبتاً ضخیم که برای محافظت یا راحتی روی زمین یا سطحی دیگر قرار میگیرد.
مثالهای طبیعی
Wipe your shoes on the mat before coming inside.
پیش از ورود، کفشهایت را روی پادری پاک کن.
Everyone brought a mat to the studio.
همه با خودشان یک زیرانداز به استودیو آوردند.
Put the hot dish on that mat.
ظرف داغ را روی آن زیرانداز بگذار.
نکتهٔ کاربردی
Mat معمولاً از فرش کوچکتر است و میتواند از کف زمین یا سطح دیگری محافظت کند.
