هماهنگ؛ ست؛ جفت.
مثالهای طبیعی
They bought matching jackets.
آنها کتهای ست خریدند.
She wore shoes with a matching bag.
او کفشهایی با کیف هماهنگ پوشیده بود.
The twins chose matching colours for their rooms.
دوقلوها برای اتاقهایشان رنگهای یکسان انتخاب کردند.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیب «matching colours»، «matching» در معنای «هماهنگ» بهکار رفته است. صفت باید با اسمی که توصیف میکند ارتباط معنایی داشته باشد.
ترکیبهای رایج
اشتباه رایج
They bought two matching with jackets.
They bought two matching jackets.
در کاربرد «matching»، صورت “with” را به the corrected construction تغییر دهید تا جمله از نظر دستوری درست شود.
درس کوتاه: matching: هماهنگ
ترکیب «matching colours» را به خاطر بسپارید. در جملهٔ «آنها کتهای ست خریدند.» معنای «هماهنگ» را میرساند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.«matching» در جملهٔ «They bought matching jackets.» چه معنایی دارد؟
