معنی ۱neutral · 90%
مقام رسمیای که دولت یک شهر یا شهرک را رهبری میکند
مثالهای طبیعی
The mayor opened the new public library.
شهردار کتابخانهٔ عمومی جدید را افتتاح کرد.
She served as mayor of the city for four years.
او چهار سال شهردار شهر بود.
Mayors from several towns attended the regional meeting.
شهرداران چند شهرک در نشست منطقهای شرکت کردند.
نکتهٔ کاربردی
وقتی شهر یا شهرک از قبل مشخص است از `the mayor` و هنگام نام بردن از مکان از `mayor of + place` استفاده میشود.

