معنی ۱neutral · 85%
زمین باز و عمدتاً پوشیده از علف که اغلب گلهای خودرو هم در آن میرویند
مثالهای طبیعی
We crossed a meadow full of wildflowers.
از چمنزاری پر از گلهای خودرو گذشتیم.
Cows grazed in the meadow behind the barn.
گاوها در چمنزار پشت انبار علوفه میچریدند.
After the rain, the meadows looked bright green.
بعد از باران، چمنزارها سبزِ روشن شده بودند.
نکتهٔ کاربردی
Meadow به فضای باز و چمنپوش اشاره دارد، نه باغچهٔ کاشتهشده یا جنگل.
