معنی ۱neutral · 87%
دارای بافتی خشک و دانهدانه که هنگام خوردن به ذرات ریز خرد میشود.
مثالهای طبیعی
The apple became mealy after a week.
سیب بعد از یک هفته بافتی آردی و دانهدانه پیدا کرد.
Avoid mealy potatoes when making this salad.
وقتی این سالاد را درست میکنید، از سیبزمینیهای آردی استفاده نکنید.
This peach tastes mealy despite looking ripe.
این هلو با اینکه رسیده به نظر میرسد، بافتی خشک و آردی دارد.
نکتهٔ کاربردی
این صفت بیشتر برای میوه و سیبزمینی به کار میرود و به بافت آنها اشاره دارد، نه به وجود آرد در مواد تشکیلدهنده.
