معنی ۱neutral · 90%
دارای اهمیت، ارزش، هدف یا معنای واقعی
مثالهای طبیعی
Employees want meaningful work that contributes to society.
کارکنان به دنبال کاری معنادار هستند که به جامعه کمک کند.
The meeting became more meaningful after everyone spoke openly.
پس از اینکه همه صادقانه صحبت کردند، جلسه معنادارتر شد.
The study found a meaningful difference between the two groups.
پژوهش تفاوتی معنادار میان دو گروه یافت.
نکتهٔ کاربردی
`Meaningful` از `significant` گستردهتر است و میتواند به ارزش شخصی، هدف یا اهمیت عملی اشاره کند.
