راه یا روشی برای انجام کاری و رسیدن به نتیجه
مثالهای طبیعی
Cycling is an inexpensive means of getting to work.
دوچرخهسواری راهی کمهزینه برای رفتن به محل کار است.
We need another means of contacting the rescue team.
به راه دیگری برای تماس با گروه امداد نیاز داریم.
Several means of payment are available at the counter.
چند روش پرداخت در پیشخوان در دسترس است.
نکتهٔ کاربردی
با اینکه means به s ختم میشود، عبارت a means مفرد و several means جمع است.
