حاوی مقدار زیادی گوشت.
مثالهای طبیعی
The stew was rich and meaty.
خورش غلیظ و پرگوشت بود.
She made a meaty sauce for the pasta.
او برای پاستا سسی پرگوشت درست کرد.
This broth tastes meatier than yesterday’s batch.
طعم این آبگوشت از سریِ دیروز گوشتیتر است.
نکتهٔ کاربردی
در این معنی، meaty به وجود واقعی گوشت اشاره دارد و با طعم اومامیِ غنی در غذای گیاهی فرق میکند.
