معنی ۱neutral · 90%
شیء فلزی کوچکی که برای دستاورد، خدمت یا شجاعت به کسی اهدا میشود
مثالهای طبیعی
She won a medal at the national championships.
او در مسابقات قهرمانی ملی یک مدال برد.
The firefighter received a medal for bravery.
آتشنشان برای شجاعت مدال دریافت کرد.
Their team collected three medals during the tournament.
تیم آنها در طول مسابقات سه مدال به دست آورد.
نکتهٔ کاربردی
`Medal` به خودِ جایزهٔ فیزیکی اشاره دارد؛ قابلشمارش است و اغلب پس از `win`، `receive` یا `award` میآید.

