معنی ۱neutral · 95%
مرتبط با پزشکی، پزشکان یا درمان بیماریها و آسیبها
مثالهای طبیعی
She needs medical help after the accident.
او پس از تصادف به کمک پزشکی نیاز دارد.
The problem is medical, not financial.
مشکل پزشکی است، نه مالی.
He had a medical examination yesterday.
او دیروز معاینهٔ پزشکی داشت.
نکتهٔ کاربردی
medical اغلب مراقبت، توصیه، درمان، معاینه و دیگر موارد مرتبط با سلامت را توصیف میکند.
ترکیبهای رایج
— درمان و کمک پزشکی برای مشکلات سلامتی

