کیفیتی فقط در حدِ متوسط و پایینتر از سطحِ موردِ انتظار داشتن.
مثالهای طبیعی
The reviewer called the debut album mediocre despite its strong opening.
منتقد، با وجودِ شروعِ قویِ آلبوم، نخستین اثرِ او را متوسط و ناامیدکننده توصیف کرد.
Our results remained mediocre after another expensive redesign.
نتایجِ ما پس از یک بازطراحیِ پرهزینهٔ دیگر هم همچنان معمولی و نهچندان مطلوب بود.
An otherwise talented cast delivered a surprisingly mediocre performance.
گروهی از بازیگران که در مجموع بااستعداد بودند، اجرایی بهطرزِ شگفتآوری متوسط ارائه دادند.
نکتهٔ کاربردی
Mediocre ستایش به معنیِ «بهاندازهٔ کافی خوب» نیست؛ معمولاً نشان میدهد انتظارِ کیفیتِ بالاتری میرفته است.
