با کسی روبهرو شدن، او را دیدن یا با او گفتوگو کردن.
مثالهای طبیعی
I met my new teacher today.
امروز معلم جدیدم را ملاقات کردم.
We met at a party last night.
دیشب در یک مهمانی همدیگر را دیدیم.
She meets her friends every week.
او هر هفته دوستانش را میبیند.
نکتهٔ کاربردی
از meet وقتی استفاده میکنیم که افراد با هم روبهرو میشوند، یکدیگر را میبینند یا صحبت میکنند. شکل گذشتهٔ آن met است. برای دیدارهای معمول اجتماعی، meet + person طبیعیتر از meet with است.

