meeting
C1اسم/US /mˈiːtɪŋ/ MĒT-ĭng; UK /mˈiːtɪŋ/ MĒT-ĭng/
نشست، اجتماع، مجمع
JadoLearn Dictionary
معنی meeting به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نشست، اجتماع، مجمع
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
همرایزنی، کنفرانس، مشاوره
شورا، شوری، معشر
معیت، گروهان، کمپانی
گردهمایی، کنوانسیون
جماعت، تجمع
محل اتصال، دوراهی، پیوندگاه
تلاقی، همریختنگاه، همریزگاه
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.