معنی ۱neutral · 86%
آرام و اندوهگین و در حال تأمل، اغلب برای مدتی طولانی.
مثالهای طبیعی
The film ends on a melancholic note.
فیلم با حالوهوایی اندوهگین به پایان میرسد.
He sounded melancholic when discussing his childhood.
وقتی دربارهٔ کودکیاش حرف میزد، صدایش غمگین و متفکر بود.
Rain gave the empty streets a melancholic beauty.
باران به خیابانهای خالی زیباییِ اندوهباری بخشید.
نکتهٔ کاربردی
melancholic هم برای آثار هنری و هم برای افراد به کار میرود و بهخودیخود به معنای افسردگی بالینی نیست.
