معنی ۱neutral · 90%
توالیای از نتهای موسیقی که یک آهنگ یا نغمهٔ قابلشناسایی میسازد
مثالهای طبیعی
She wrote the melody before adding any lyrics.
او پیش از افزودن شعر، ملودی را نوشت.
The audience recognized the melody immediately.
مخاطبان بلافاصله ملودی را شناختند.
A simple melody emerges above the complex rhythm.
یک ملودی ساده روی ریتم پیچیده شنیده میشود.
نکتهٔ کاربردی
`Melody` خودِ نغمه است؛ `harmony` به نتهایی که همزمان شنیده میشوند و `rhythm` به زمانبندی و ضرب مربوط است.
