معنی ۱neutral · 89%
ذوب شدن؛ آب شدن.
مثالهای طبیعی
The ice will melt in the sun.
یخ زیر آفتاب آب میشود.
Melt the butter slowly over low heat.
کره را با حرارت کم بهآرامی آب کن.
The snow had melted by the afternoon.
برف تا بعدازظهر آب شده بود.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیب «ice melts»، «melt» در معنای «ذوب شدن» بهکار رفته است. این فعل را متناسب با زمان و فاعل صرف کنید.
ترکیبهای رایج
— ترکیبی رایج در معنای «ذوب شدن»
