معنی ۱neutral · 89%
فرایند تبدیلشدن مادهٔ جامد به مایع بر اثر گرما.
مثالهای طبیعی
Melting begins when the ice absorbs enough heat.
وقتی یخ بهاندازهٔ کافی گرما جذب کند، ذوبشدن آغاز میشود.
The melting of snow filled the river.
آبشدن برف رودخانه را پرآب کرد.
Slow melting helps the chocolate stay smooth.
ذوبشدن آهسته کمک میکند شکلات بافتی یکدست داشته باشد.
نکتهٔ کاربردی
melting تبدیل جامد به مایع است و freezing فرایند معکوس آن است.
