پیام کتبی کوتاهی که درون یک سازمان برای انتقال اطلاعات، دستورها یا تصمیمها استفاده میشود
مثالهای طبیعی
The director sent a memo to all department heads.
مدیر یک یادداشت اداری برای همهٔ رؤسای بخشها فرستاد.
The memo explains the revised travel policy.
این یادداشت سیاست بازبینیشدهٔ سفر را توضیح میدهد.
She drafted a memo summarizing the committee's decision.
او یادداشتی برای خلاصه کردن تصمیم کمیته تهیه کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Memo` بهویژه در محیطهای کاری، دولتی و نهادی رایج است؛ ایمیل بخشی از کاربردهای سنتی آن را جایگزین کرده است.
