سازه یا شیئی که برای زنده نگه داشتن یاد یک شخص یا رویداد ساخته شده است
مثالهای طبیعی
A memorial stands where the factory once operated.
در جایی که کارخانه زمانی فعالیت میکرد، یک یادبود قرار دارد.
Families gathered beside the memorial on Sunday.
خانوادهها روز یکشنبه کنار یادبود جمع شدند.
The city commissioned a memorial to the disaster victims.
شهرداری ساخت یادبودی برای قربانیان فاجعه را سفارش داد.
نکتهٔ کاربردی
`Memorial` معمولاً یک یادبود فیزیکی را نام میبرد؛ `memorial service` عبارت ثابت جداگانهای است که در آن `memorial` نقش وصفی دارد.
