خلقوخو یا رفتاری دارد که ناگهان و بهشکلی پیشبینیناپذیر تغییر میکند.
مثالهای طبیعی
The director’s mercurial moods exhausted the production team.
نوسانهایِ ناگهانیِ خلقوخویِ کارگردان، گروهِ تولید را فرسوده کرده بود.
By autumn, the once-calm leader seemed increasingly mercurial.
تا پاییز، آن رهبرِ سابقاً آرام، هرچه بیشتر دمدمیمزاج به نظر میرسید.
Her reactions grew more mercurial under intense scrutiny.
زیرِ نظارت و موشکافیِ شدید، واکنشهایش پیشبینیناپذیرتر میشد.
نکتهٔ کاربردی
رویِ سرعت و پیشبینیناپذیریِ تغییرات تکیه دارد و لزوماً بهمعنایِ عصبانیتِ همیشگی نیست.
