بسیار سریع و چشمگیر است، بهویژه دربارهٔ افزایشِ موفقیت، شهرت یا جایگاه.
مثالهای طبیعی
Her meteoric rise surprised the literary establishment.
صعودِ برقآسایِ او محافلِ ادبی را شگفتزده کرد.
His ascent through the rankings was meteoric.
پیشرفتِ او در جدولِ رتبهبندی برقآسا و خیرهکننده بود.
Few analysts predicted such meteoric growth in subscriptions.
کمتر تحلیلگری چنین رشدِ برقآسایی را در شمارِ اشتراکها پیشبینی کرده بود.
نکتهٔ کاربردی
سریع و تماشاییبودن لزوماً به معنیِ کوتاهمدتبودن نیست؛ meteoric rise از سقوطِ بعدی خبر نمیدهد.
