دانشمندی که جو زمین را بررسی و وضعیت هوا را پیشبینی یا توضیح میکند.
مثالهای طبیعی
The meteorologist expects heavy rain by evening.
هواشناس انتظار دارد تا عصر باران شدیدی ببارد.
Her sister works as a meteorologist at the airport.
خواهر او در فرودگاه بهعنوان هواشناس کار میکند.
Several meteorologists warned that winds could strengthen overnight.
چند هواشناس هشدار دادند که ممکن است بادها در طول شب شدیدتر شوند.
نکتهٔ کاربردی
meteorologist در علوم جو تخصص دارد؛ مجری بخش هواشناسی ممکن است این آموزش علمی را دیده باشد یا ندیده باشد.
