بسیار دقیق و حساس به جزئیات و درستیِ کار.
مثالهای طبیعی
She keeps meticulous records of every expense.
او تمام هزینهها را با دقتی وسواسگونه ثبت میکند.
The repair required a meticulous approach.
تعمیر به رویکردی بسیار دقیق نیاز داشت.
His notes were more meticulous than mine.
یادداشتهای او از یادداشتهای من دقیقتر و جزءبهجزءتر بود.
نکتهٔ کاربردی
وقتی موضوعِ دقت را میگویید، معمولاً از about یا in استفاده میشود: meticulous about dates، meticulous in her work.
