معنی ۱neutral · 86%
صدای نازک و کوتاهی که گربه، بهویژه بچهگربه، درمیآورد.
مثالهای طبیعی
The kitten gave a faint mew from the basket.
بچهگربه از داخل سبد صدای میوی ضعیفی درآورد.
We heard two mews outside the kitchen.
بیرون آشپزخانه دو صدای میو شنیدیم.
A soft mew made her check beneath the sofa.
صدای میوی آرامی باعث شد او زیر مبل را نگاه کند.
نکتهٔ کاربردی
mew از meow کمکاربردتر است و اغلب صدای آرامتر یا ظریفترِ بچهگربه را تداعی میکند.
