معنی ۱neutral · 86%
وسیلهٔ برقی آشپزخانه که غذا را بهسرعت گرم میکند.
مثالهای طبیعی
I warmed the soup in the microwave.
سوپ را در مایکروویو گرم کردم.
Does your new kitchen have a microwave?
آشپزخانهٔ جدیدت مایکروویو دارد؟
We bought a smaller microwave for the office.
برای اداره یک مایکروویوی کوچکتر خریدیم.
نکتهٔ کاربردی
برای وسیله از in the microwave استفاده کنید. Microwave فعل هم هست، اما این مدخل کاربرد اسمی را بررسی میکند.
ترکیبهای رایج
— نام کامل دستگاه مایکروویو
