معنی ۱neutral · 80%
واقع در بخش مرکزی و دور از ساحلِ یک کشور یا منطقه.
مثالهای طبیعی
The map identifies several midland towns.
نقشه چند شهر واقع در بخش میانیِ خشکی را مشخص میکند.
They surveyed the midland plains after the floods.
آنها پس از سیل، دشتهای ناحیهٔ مرکزی را بررسی کردند.
Midland communities need reliable routes to coastal ports.
جوامع مناطق مرکزی به مسیرهای مطمئن برای دسترسی به بندرهای ساحلی نیاز دارند.
نکتهٔ کاربردی
midland یک صفت توصیفی است، اما the Midlands نام خاص ناحیهای در بریتانیاست و با حرف بزرگ نوشته میشود.
