معنی ۱neutral · 90%
متخصص آموزشدیدهٔ سلامت که در بارداری، زایمان و بهبودی پس از زایمان از افراد مراقبت و حمایت میکند.
مثالهای طبیعی
Our midwife explained the stages of labor.
مامای ما مراحل زایمان را توضیح داد.
A midwife stayed beside her throughout the delivery.
یک ماما در تمام مدت زایمان کنار او ماند.
The midwives checked each baby after birth.
ماماها پس از تولد، هر نوزاد را معاینه کردند.
نکتهٔ کاربردی
این واژه الزاماً به زنبودنِ متخصص اشاره ندارد و در جمع، -wife به -wives تبدیل میشود.
