معنی ۱neutral · 90%
نه شدید، نه جدی و نه افراطی
مثالهای طبیعی
We had a mild winter this year.
امسال زمستان معتدلی داشتیم.
She developed mild symptoms after lunch.
او پس از ناهار دچار علائم خفیفی شد.
This cheese has a mild flavour.
این پنیر طعم ملایمی دارد.
نکتهٔ کاربردی
`Mild` میتواند آبوهوا، بیماری، طعم، واکنش و چیزهای دیگری با شدت کم را توصیف کند.
ترکیبهای رایج
— آبوهوایی که نه بسیار سرد یا گرم و نه شدید است

