معنی ۱neutral · 88%
لایهای نازک از قارچ که روی سطوح مرطوب، گیاهان یا پارچه رشد میکند.
مثالهای طبیعی
Mildew appeared around the shower tiles.
اطراف کاشیهای حمام کپک زد.
The old curtains smelled of mildew.
پردههای قدیمی بوی کپک میدادند.
White mildew covered the leaves after humid weather.
پس از هوای شرجی، کپک سفید روی برگها را پوشاند.
نکتهٔ کاربردی
mildew در شرایط مرطوب رشد میکند. در گفتار روزمره mold و mildew گاهی بهجای هم به کار میروند، اما از نظر فنی دقیقاً یکی نیستند.
