معنی ۱neutral · 89%
به میزانی کم یا متوسط، نه شدید.
مثالهای طبیعی
She was mildly surprised by the early announcement.
او از اعلام زودهنگام خبر کمی تعجب کرد.
The soup is mildly spicy but very fragrant.
این سوپ کمی تند است، اما عطر بسیار خوبی دارد.
His ankle remained mildly swollen after the walk.
مچ پای او پس از پیادهروی هنوز کمی ورم داشت.
نکتهٔ کاربردی
mildly معمولاً پیش از صفتهایی مانند annoyed و spicy میآید که واکنش، نشانه یا شدت را بیان میکنند.
