کسی که از قدرتِ نظامیِ زیاد طرفداری میکند و برایِ راهحلهایِ نظامی در سیاست جایگاهی بیشازحد پررنگ قائل است.
مثالهای طبیعی
The columnist described the minister as a militarist.
ستوننویس وزیر را فردی نظامیگرا توصیف کرد.
Several militarists opposed the proposed arms reduction.
چند نظامیگرا با طرحِ پیشنهادیِ کاهشِ تسلیحات مخالفت کردند.
A committed militarist, she advocated greater defence spending.
او که سخت طرفدارِ نظامیگری بود، خواستارِ افزایشِ هزینههایِ دفاعی شد.
نکتهٔ کاربردی
یک افسر میتواند مخالفِ نظامیگری باشد و فردی غیرنظامی میتواند militarist باشد؛ این واژه اغلب لحنی انتقادی دارد.
