گروه مسلح سازمانیافتهای که اعضایش بخشی از ارتش حرفهای و منظم یک کشور نیستند
مثالهای طبیعی
A local militia guarded the mountain passes.
یک نیروی شبهنظامی محلی از گذرگاههای کوهستانی محافظت میکرد.
The militia agreed to surrender its heavy weapons.
این نیروی شبهنظامی موافقت کرد سلاحهای سنگین خود را تحویل دهد.
Several militias controlled territory outside government authority.
چند نیروی شبهنظامی مناطقی خارج از اختیار دولت را کنترل میکردند.
نکتهٔ کاربردی
`Militia` با ارتش منظم متفاوت است، هرچند جایگاه حقوقی و سیاسی نیروهای شبهنظامی بسته به کشور و بافت فرق میکند.
