معنی ۱neutral · 85%
مردی که شغلش رساندن شیر به خانهٔ مردم است
مثالهای طبیعی
The milkman left fresh bottles outside our door.
شیررسان شیشههای شیر تازه را جلوی در خانهمان گذاشت.
Her grandfather worked as a milkman for thirty years.
پدربزرگش سی سال بهعنوان شیررسان کار کرد.
Two milkmen served the village before supermarkets opened.
پیش از افتتاح سوپرمارکتها، دو مأمور توزیع شیر به روستا خدمات میدادند.
نکتهٔ کاربردی
Milkman واژهای سنتی و ویژهٔ مردان است؛ milk delivery driver گزینهای بیطرف از نظر جنسیت است.
