معنی ۱neutral · 89%
فردی که صدای دیگران، حرکات یا رفتارشان را بهخوبی تقلید میکند.
مثالهای طبیعی
The mimic copied the actor’s voice perfectly.
آن مقلد صدای بازیگر را بینقص تقلید کرد.
A talented mimic impressed everyone at the audition.
یک مقلد بااستعداد همه را در جلسهٔ انتخاب هنرمند تحتتأثیر قرار داد.
My cousin is a brilliant mimic of famous singers.
پسرعموی من در تقلید از خوانندگان مشهور فوقالعاده است.
نکتهٔ کاربردی
a mimic شخصِ تقلیدکننده است، اما to mimic فعل «تقلید کردن» است. بسته به بافت، تقلید میتواند جنبهٔ سرگرمی یا تمسخر داشته باشد.
