معنی ۱neutral · 95%
بخشی از شخص که فکر میکند، به یاد میآورد، احساس میکند و تصمیم میگیرد
مثالهای طبیعی
I changed my mind after hearing her idea.
بعد از شنیدن ایدهٔ او نظرم را عوض کردم.
Keep the meeting time in mind.
زمان جلسه را در ذهن داشته باش.
Young minds can learn new languages quickly.
ذهنهای جوان میتوانند زبانهای جدید را سریع یاد بگیرند.
نکتهٔ کاربردی
mind در بسیاری از عبارتهای رایج مربوط به فکر و تصمیمگیری استفاده میشود، بهویژه change your mind و keep in mind.

